در رسالهاش «یوگا سوترا»، در فصل ویبهوتی پادا، حکیم پاتانجالی به تفصیل انواع سیدهیهایی را که یک تمرینکننده معنوی میتواند به دست آورد، اگر بتواند آستانههای حیاتی خاصی از سدهانا (تمرین معنوی) خود را پشت سر بگذارد، فهرست کرده است.
• سیدهیها معمولاً به عنوان «قدرتهای ویژه» شناخته میشوند؛ این فقط درک جزئی از این اصطلاح است. سیدهی در معنای خالص یوگیک به معنای دانش شهودی است. وقتی یک سدهک (جستجوگر معنوی) در سدهانای خود تکامل یابد، ممکن است به یک سیدهی مبارک شود. هر سیدهی به تمرینکننده توانایی خاصی برای انجام اعمالی میبخشد که قوانین شناختهشده جهان فیزیکی ما را به چالش میکشد. سیدهیها – مانند توانایی کوچک یا بزرگ کردن بدن، شنیدن صداهای دور، به دست آوردن اشیاء از هوا، راه رفتن روی آب، تبدیل شدن به هر شکلی – بنابراین مانند دستاوردهایی به نظر میرسند که در داستانهای فانتزی خوانده میشود. با این حال، این قدرتها نباید فقط در معنای متداول کلمه درک شوند. سیدهی به معنای توانایی داشتن قدرت یا برتری بر دیگران یا دستکاری یا کنترل زندگی دیگران به هیچ وجه نیست (مانند آنچه در جادوی سیاه اتفاق میافتد).
• با تمرین کردن جاپ مانترا و مدیتیشن، آگاهی سدهک شروع به رشد میکند و او بیشتر و بیشتر از خود واقعیاش آگاه میشود. تکامل سدهک منجر به آشکار شدن تواناییهای نهفته میشود. این طور نیست که این قدرتها ناگهان به طور تصادفی در شاگرد ظاهر شوند، بلکه همیشه وجود داشتهاند اما فقط با رشد آگاهی، فرد از حضور آنها آگاه میشود. وقتی سدهک به طور آشکار آگاه شود که توسط زمان و مکان (و بنابراین محدودیتهای زمینی) محدود نیست، امکانات و تواناییهای جدیدی ظاهر میشوند. همسر سری آئوروبندو، که به طور محبوب به عنوان مادر شناخته میشود، تا آنجا پیش رفته که بگوید اختراعات مدرن مانند هواپیما، تلفن، ماشین و غیره نتیجه سرکوب قدرتهای ذاتی انسان است. اگر انسان بتواند این تواناییهای به ظاهر «ابر انسانی» را محقق کند، دیگر نیازی به این مکانیسمها نخواهد بود.
• با این حال، تحقق سیدهیها نباید هدف سدهک باشد. آنها مقصد نیستند بلکه فقط نشانههایی در طول راه هستند. وقتی برخی جستجوگران به سیدهیها دست یابند، با غرور پر میشوند و به اشتباه باور میکنند که ارباب یا مالک یک قدرت خاص هستند و شروع به نمایش آن میکنند. چنین توهمی فقط منجر به سقوط تمرینکننده میشود زیرا او طعمه ساختهای دوگانه ego خود میشود و او را از مقصد واقعیاش – موکشا – دور میکند. این به معنای آن نیست که سیدهیها شرور هستند و باید بلافاصله پس از ظاهر شدن رد شوند. بلکه باید به عنوان پیشرفت طبیعی سدهانا در نظر گرفته شوند و به عنوان اعمال لطف الهی دیده شوند. برای جلوگیری از گرفتار شدن در دام سیدهیها، گورو سییگ میگوید که تمرینکننده باید با احترام بیتفاوت با آنها رفتار کند. علاوه بر این، سدهک باید از سیدهیها به عنوان ابزارهایی برای فراتر رفتن از ego و وابستگیهای آن استفاده کند.
• در توضیح این موضوع، گورو سییگ به یک سیدهی به نام پراتیبها گیانا (دید روشنبینانه) اشاره میکند: توانایی دیدن و شنیدن گذشته و آینده نامحدود: «با دستیابی به پراتیبها گیانا، تمرینکننده در طول مدیتیشن یا در حالت سامادهی، قادر به دیدن و شنیدن رویدادهای گذشته و آینده نامحدود است. او میتواند از طریق چشم سوم ببیند و بشنود. فقط وقتی چشم سوم، که به عنوان در دهم نیز شناخته میشود، باز شود، یوگا و مدیتیشن رخ میدهد. بدون آن هیچ چیز نمیتواند اتفاق بیفتد. حتی علم قبول دارد که وقتی صدایی منتشر میشود، هرگز نابود نمیشود. آن در کیهان وجود دارد؛ شما فقط به ابزار مناسب برای اتصال به ارتعاش آن نیاز دارید. فلسفه یوگا میگوید اگر کلمه و صدایش وجود داشته باشد، گویندهای که صدا را تولید کرده نیز باید وجود داشته باشد. یوگا میگوید که دیدن و شنیدن این گوینده در حال صحبت ممکن است. همانطور که صحنههای یک مسابقه کریکت در تلویزیون بازپخش میشود، به همان ترتیب صحنههای گذشته در طول مدیتیشن برای تمرینکننده بازپخش میشود. اما آنچه انجام شده، انجام شده است. آنچه اتفاق افتاده، مثلاً در «مهابهاراتا» (حماسه اساطیری)، نمیتواند تغییر کند. اما تمرینکننده میتواند با اطمینان بداند که چه چیزی در آینده اتفاق خواهد افتاد. برای سؤالات بیشتر، ایمیل gssyworld@gmail.com یا واتساپ (+91) 9468623528 یا تماس (+91)8369754399»
•«وقتی به پراتیبها گیانا دست یابید، ممکن است مرگ بسیاری از آشنایان خود را پیشبینی کنید و آنها دقیقاً به همان شکلی که در بینش خود دیدید، بمیرند. اگر یکی به همان شکلی که دیدید بمیرد، ممکن است آن را تصادفی بدانید، اما وقتی بسیاری از آنها به شیوهای که در بینش مدیتیشنتان آشکار شده بمیرند، فکری از ذهنتان عبور میکند: «من نامیرا نیستم، من هم خواهم مرد.» سپس خواهید دید که چگونه خواهید مرد و سن تقریبی مرگ. کسی که متولد شده باید بمیرد. چه در سن 20، 30، 50 یا 100 سالگی. همه شما میدانید که مرگ اجتنابناپذیر است؛ هیچ راه فراری از آن نیست، پس چرا از مرگ بترسید؟ مایا (توهم دوگانگی) مرگ را چنان ترسناک کرده که هیچ کس نمیخواهد واقعیت آن را بپذیرد. اما مرگ هیچ کس را رها نمیکند. وقتی مرگ خودتان را ببینید، میترسید. تا حالا فقط مرگ دیگران را دیدهاید و زیاد اهمیتی نمیدهید! اما وقتی مرگ خودتان را ببینید، تمام اعمالتان، خوب و بد، جلوی چشمانتان برق میزند. میتوانید چیزها را از دنیا پنهان کنید اما هرگز نمیتوانید حقیقت را از خودتان پنهان کنید. و سپس با صداقت به خدا دعا میکنید: «ای خدا، میدانم تو مهربان هستی، شنیدهام خیلی مهربان هستی. اشتباهات زیادی مرتکب شدهام؛ احمق بودم. لطفاً این یک بار ببخشید؛ این اشتباه را تکرار نخواهم کرد.»
• «تمرینکننده با تمام تمرکز خود به خدا دعا میکند. سپس نگاهش به درون معطوف میشود و متوجه میشود که کل کیهان درون اوست و اگر کیهان درون اوست، خالق کیهان نیز درون اوست. او الوهیت درون خود را محقق میکند. و محقق کردن الوهیت به معنای آزادی از چرخه زندگی و مرگ است. مدیتیشن و جاپ طلسمی را که مایا بر شما انداخته میشکند و راز مرگ برایتان آشکار میشود. و وقتی این اتفاق بیفتد، شروع به دیدن مرگ به عنوان نعمتی از جانب خدا برای آزاد کردن شما از چرخه زندگی و مرگ میکنید. سپس منتظر مرگ خواهید بود و بدون هیچ ترسی آن را میپذیرید.»
• در本质، گورو سییگ میگوید که پراتیبها گیانا میتواند برای محقق کردن خود استفاده شود. به جای اینکه مانعی در مسیر تحقق باشد، این سیدهی به سنگفرش تبدیل میشود برای هدف سدهک.

